تبليغاتX
فقط داستان برای بچه های عزیز و باهوش - دويدم و دويدم

دويدم و دويدم

سر كوهي رسيدم

دو تا خاتوني ديدم

يكيش به من نون داد

يكيش به من آب داد

نون رو خودم خوردم

آبو دادم به زمين

زمين به من علف داد

علفو دادم به بزي

بزي به من شير داد

شيرو دادم به نونوا

نونوا به من آتيش داد

آتيشو دادم به زرگر

زرگر(آهنگر) به من قيچي داد

قيچي رو دادم به درزي(خياط)

درزي به من قبا داد

قبا رو دادم به بابا

بابا به من كتاب داد

كتاب پر  از قصه بود

شادي بود و غصه بود

قصه ديو بزرگ

بزبز قندي و گرگ

آي قصه قصه قصه

نون و پنير و پسته

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 17:25 توسط عمو سعید| |
کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.Rayehe-Reyhan.Blogfa.com & www.TakTemp.ir & www.j28.ir